شور من،ای شراب من...

 تصمیم گرفتم چیزهایی رو که امسال برای اولین تجربه می کنم تو وبلاگم بنویسم. امروز هم یه چیز جدید تجربه کردم...

یکی از موهبت های بیماری من آشنایی با پرفسور ش ست. من تو یه سایتی که مربوط به افرادی با شرایط مشابهمه عضوم. پارسال یه ایمیل برام اومد که نویسندش گفته بود مادرش به تازگی پیس میکر گذاشته و ایشون چون ایران نیست خیلی براشون نگرانه. منم نشستم یه ایمیل بلندبالا براش زدمو همه چیزو براش توضیح دادم، سریع جواب  داد که کامپیوترش فونت منو نمی حونه، منم دوباره همون ایمیلو براش فینگلیسی نوشتم. خلاصه مکاتبات ما ادامه پیدا کرد و من چند باری هم با مادرشون تماس گرفتم که به گفته پرفسور حرفام باعث شده بود که مادرشون روحیه بگیرن. خلاصه از اون موقع ما با هم در ارتباطیم. خیلی از اشنایی باهاش حوشحالم، چون اصلا آدم تک بعدی ای نیست. یه آهنگایی میزاره تو فیض بوق که من از تعجب شاخ در میارم. جدای از موسیقی سنتی اصیل و سنتی ایرانی، گروه های پاپ جدید رو هم می شناسه. من خودم از طریق ش با دنگ شو و گروه پالت آشنا شدم. اینارو گفتم که بگم امروز هم یه آهنگ از سهیل نفیسی گذاشته بود به اسم غزلی ز خون که شعرش هم از زنده یاد آقای ابراهیم منصفی است. یعنی از صبح فک کنم 300 باری گوش دادم این آهنگو. خیلی خوشم اومده از این آهنگ. راستش تا به حال صدای سهیل نفیسی رو نشنیده بودم، ینی کلا نمی شناختمش ،اسمشو که می دیدم با خودم می گفتم اینکه اسمش این نبود ( با سهیل محمودی و سعید نفیسی اشتباه می گرفتم خجالت)

چقدر خوب که امروز با صدای جدیدی آشنا شدم که می تونه کلی حس خوب بهم بده، چقدر خوب که با یه شاعر خوب دیگه از کشورم آشنا شدم، ممنونم از ش عزیز که مسبب این تجربه خوب برای من بود...

این هم شعر آهنگ :

ای که شکفته ای چو گل در ملکوت خواب من
چشمه خوشگواره ای در عطش سراب من

حاصل آن شکر لبت وقت جمیل بوسه ها
از در غیب عشق تو نان من است و آب من

طرح تبسم تو را روح بهار میکشد
تا که ترانه خوان شود هر ورق کتاب من

جسم شهید خفته را جان دوباره می دهی
ای که همه بشارتی در پی اضطراب من

جامه ی نیلی مرا خلعتی از حماسه کن
شام مرا سپیده دم ، ای همه آفتاب من

لحظه ی خوب چشم تو ، لحظه ی آفرینش است
برق نگاه خیره ات عمر پر از شتاب من

بی تو ز غصه سوختم ، لب زکلام دوختم
تا سخن از تو نشنود جز دل بی جواب من

شور من ای شراب من ای همه شعر ناب من
با غزلی ز خون بخوان ، از جگر کباب من

 

پ.ن. : دیروز رفتم برای برداشتن کک و مک های صورتم. الان تبدیل شدم به یک عدد شادیه خالدار، مث همون سگ خالداره که کارتونش هست ، اینم یه تجربه جدیده، تا حالا خال خال شدن رو تجربه نکرده بودمنیشخند

پ.ن.2: آهنگو می تونین از اینجا دانلود کنین.

/ 3 نظر / 251 بازدید
ژوکر

منم اهنگای خوبی معرفی می کنما :) از این به بعد اونایی که منم معرفی می کنم دانلود کن . اسمایلی حسود :)

آنا

شادی خال خالی [نیشخند] من از شعر بالا فقط "کباب" رو فهمیدم.... [چشمک] (گشنمه)

Yasaman

Kheily khoobe in Ahang. Man ham Soheil Nafisi ro nemishnakhtam. kheily khosham oomad. Merc :)