روزهای بهشتی ...

* اولین ماه از سال 94 به سرعت برق و باد گذشت. دیشب که داشتم سالنامه مو ورق می زدم دیدم که خدا رو شکر خوب تا اینجا. اردی بهشت هم که اصلا نمیشه بد باشه، من که احساس می کنم اردی بهشت امسال خیلی محشره، امیدوارم که حسم درست باشهلبخند

* تو این مدت کار جدیدی انجام ندادم، یعنی در حقیقت هنوز دارم کارایی که باید تو 93 انجام میشدن و نشدن رو تکمیل می کنم. در همین راستا هفته پیش رفتمو دو دست لباس خواب گوگوری واسه خودم خریدم (چون دم عید لباس خوابای قدیمی مو انداخته بودم بیرون)، بعدم رفتم برای اولین بار موهامو های لایت کردم. به نظر خودم که خیلی بهم میاد. دیگه توخونه همش موهام بازه هی میرم دم آینه خودمو نگاه می کنم، کیف می کنم.بعد از مدت ها یه همچین تغییری لازم بود. خیلی وقت بود از موهام هیچ لذتی نمی بردم، اما الان کلی خوشحالم به خاطرشون نیشخند

* کارای پایان نامه هم خدارو شکر داره خوب پیش میره، سایتم هم به همین زودیا افتتاح میشه. یه کار نیم روزی هم نزدیک خونه بهم پیشنهاد شد که قبولش کردم و امروز اولین جلسه ش بود. کار بی دردسر و خوبیه امیدوارم ادامه دار شه.

* این روزا سعی می کنم بیشتر پیاده روی کنم و این کار حالمو خوب می کنه لبخند

* با دوستام هم بیشتر از پارسال در ارتباطم که اینم یه تغییر مثبته. تصمیم گرفتم تا اونجا که می تونم تهران گردی کنم به الهام هم پیشنهادشو دادم، اما چون تو این هفته رفتم دانشگاه و استاد راهنمامو دیدم و خیلی الکی بهش گفتم فصل 1 و 2 پایان نامم حاضره و شنبه هفته دیگه (یعنی 3 روز دیگه) می برم خدمتشون، فعلا دیگه حتی بهش فکرم نمی کنم. اینکه آدم خودش خودشو اینجوری غافلگیر کنه خیلیه ها، از هر کسی بر نمیاد مژه

* این ماه از نظر مالی هم برام سنگینه. فردا شب تولد فسقلیه، هفته دیگه تولد مامان و هفته بعدش هم که روز پدر،یعنی بیچاره میشم رسما نگران

* یه مدت بود الکی هی فیض بوقو وایبرم رو چک می کردم، یه وقتایی هم می رفتم صفحۀ مای دریم من رو میدیدم. در یک عملیات انتحاری فیض بوق را دی اکتیو کرده و چند روزی است که به وایبر مبارک هم سر نزده ایم، باشد که رستگار شویم نیشخند

* کلا این روزها مانتوهای گلی منگولی می پوشم، لاک های عجق وجق می زنم و لذت می برم از این روزهای بهاری با عصرهای کشدارشان . ذوق می کنم از اینکه صبح ها می توانم تا هر وقت که دلم می خواهد بخوابم. از اینکه عصرها که از محل کارم بیرون می آیم هوا هنوز روشن است و هزار و یک چیز کوچک و بزرگ دیگر ... لبخندقلب

/ 3 نظر / 20 بازدید
یه دختر

وای عزیز دلم چه خوبه که حالت خوبه ... ایشاله همیشه به شادی .... موهاتم مبارک باشه

ساناز

وای وای شادی . برو سپهسالار ، تو یکی از پاساژاش ، مغازه ی اول یا دوم ، کلی کفش گل گلی داره که به مانتوهات میاد . من خیلی دوست داشتم بخرم ولی چون چادرم بلنده می خوره بهش کثیف میشه . من که نخریدم ، تو برو بخر ... خیلی خوبن ها . خیلی . دوست دارم این طور تیپا رو

آفتاب

سلام مو قشنگ [قلب]