من که حالم خوبه...

این روزا رو دوست دارم، با اینکه معمولا سرم شلوغه اما داره بهم خوش می گذره. مثلا کارمو کم کردم بشینم پایان نامه بنویسم، همش اینورو اونور پلاسم نیشخند

اون هفته یه روز صبح با مامانو بابا رفتیم دفتر اون دوستمون که از ترکیه لباس وارد میکنه. منم چون خیلی خانمم فقط 2 تا مانتو خریدمو یه شلوار سفید و یه کیف دستی، البته من خریدم، مامان جان پولشو دادن، خیلی هم عالی مژه . ظهر هم دعوت شدیم دفتر خان داداش به صرف چلوکباب و زرشک پلو با مرغ خوشمزه، به به عالی بود خوشمزه

بعد هم اومدیم خونه من آماده شدم رفتم کنسرت (دنگ شو) . ینی روزی بودا کلی حال کردم. البته از کنسرت دنگ شو خیلی خوشم نیومد، به عبارتی خیلی حال نکردم باهاشون و خدا رو شکریم که بیشتر از 50 تومن واسه بلیت هزینه نکردم. من بلیت رو ایرنترنتی خریده بودم. 2 تا یکی واسه خودم، یکی هم واسه دوستم. بعد جامون بالکن دوم بود. این دوست من خودش خیلی خوبه ها، ولی یه عادت بدی داره اونم اینه که همیشه دیر میرسه سر قرار. ما موقعی رسیدیم که کنسرت شروع شد. رفتیم بالا بدوبدو دیدیم جامون اشغاله، دوباره اومدیم پایین بعد یه آقای بادیگارد خوشتیپ به من گفت چرا نمیرین تو کنسرت شروع شده. قضیه رو بهش گفتم. خیلی جنتلمنانه یه راهنما باهامون فرستاد بالا. بلیتارو اشتباه فروخته بودن، یعنی بلیت صندلی های مارو 2 بار فروخته بودن، دختره گفت برتون صندلی میذارم پشت سر اینا بشینین، گفتیم نه اینطوریچیزی نمی بینیم. خلاصه یهجای خوب تو بالکن 1 نصیبمون شد، از جای خودمون خعلی بهتر بود، به این میگن شانس نیشخند

فرداشم رفتم محل کار قدیمم و با دوستان خوش گذروندیم، عصر هم با هم رفتیم کافی شاپ سلفی (چهارراه ولیعصر) جاشو برخوردشون خوب بود، قیمتا هم متوسط. فقط دودش زیاد بود. از شانس خوب از دو طرف توسط افراد سیگاری احاطه شده بودیم نیشخند. عکسشو پایین براتون میذارم (سعی کردم اما نشد بزارم). ما رو اون میز سه نفرهه دم پنجره نشسته بودیم. 94 رو دوست دارم، روزای خوبی رو دارم می گذرونم، با آدمای جالبی آشنا شدم. خودمم تغییر کردم. دیگه اینکه ازدواج نکردم ناراحتم نمی کنه، البته الان هم دوست ندارم تنها باشم، اما احساس می کنم هیچ کدوم از آدمایی که تا بحال باهاشون آشنا شدم آدم من نبودن. معیارام کاملا برام مشخصا و به کمتر از اونا رضایت نمیدم. من هیچ وقت هدفم فقط ازدواج نبوده، یه کسی رو می خوام که حقیقتا همراه باشه چه در غالب دوست، چه همسر و ... . من به کمتر ازون زندگی ای که تو ذهنم دارم رضایت نمیدم لبخند

امسال رودرواسیم با آدما هم خیلی کمتر شده، یه آدمای بی مزه ای هستن که ماهی یه بار یاد آدم میفتن، خیلی راحت بهشون میگم دلیلی نمی بینم باهاشون حرف بزنم و تمام (منظورم به مردا بود). از اینکه دیگران خود واقعیمو ببینن نمی ترم. در همین راستا عکس فیض بوقمو عوض کردمو یه عکس بدون روسری گذاشتم لبخند

راستی سایتمم راه افتاده، هی اومدم آدرسشو براتون بزارم، دیدم این بلاگفا قاط زده، نمیشه کامنت گذاشت، ایشالا زودتر درست شه صلوات نیشخند

ساناز نازنین، الهام عزیز، آفتاب تابان، دختر ناز و خوشگل، عسل بانو ، ستارۀ روشن، یاسی بی نظیر و  متی خانم دکتر مهندس، خیلی خوشحالم که این وبلاگ وسیله ای شد برای آشنایی با شما دوستان نازنین. خیلی دوستون دارم

همیشه خوبو خوش باشین ماچ  قلب

 

پ.ن : آقا من داشتم اسمارو می نوشتم، هی با خودم گفتم یکی جا مونده ها، ولی یادم نیومد متاسفانه. حالا نگو اصن یه نفر نبوده و دونفر بودن. مونا و بهار عزیزم، درسته موقع نوشتن اسمتون تو ذهنم نبود، اما همیشه تو قلبم جا دارین. اینو بذارین به حسابو سن و سال و آلزایمرو ... ماچ

/ 7 نظر / 41 بازدید
ساناز

اگر منظورت از ساناز منم ، که منم بسیار بسیار بسیار - خیلی تا از این بسیار- ها مشعوفم از آشنایی باهات . آشنایی با شما هم یکی از افتخارات ماست :)

الهام

اره وبلاگ وب هیچی نداشته باشه دوستای هم جنس خوبی رو برامون پیدا کرد

مونا

اسم منم که ننوشتی جز دوستات[ناراحت]

یاسمن

عزیز دلمی.خیلی خوشحالم که حالت خوبه. همون فرمون برو٬ از این بهتر هم می شه به امید خدا. بووس زیاد xxx[لبخند]

متی

منم از آشنایی با شما خیلی خیلی خوشحالم. امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشی [لبخند]

مونا

دلم انگاری گرفته قد بغض یاکریما عصر جمعه توی ایوون میشینم مثل قدیما تو دلم میگم آقا جون تو مرادی من مریدم من باندازه ی وسعم طعم عشقتو چشیدم کاشکی از قطره ی اشکت کمی آبرو بگیرم یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم یه دونه هدیه ی ناچیز واسه تون کنار گذاشتم یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه آقا کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه [گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل] بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا حجاب غیبت ازروی آن ماه بردارد [قلب][قلب][قلب] [گل] عید شما مبارک[گل]

یه دختر

بازگشت غرور آمیز خودمو به خودم و شما تبریک میگم (خودمو بدجور تحویل گرفتم) ... میبینم که این مدت من نبودم حسابی ترکوندی ... خانم دکتر یه دونه باشه...شادیت پایدار خانومم